اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

78

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

4 . ملاحظه در طبابت ايران چون از اين امور فراغت حاصل مىكرديم ، پذيرايى بيمارها و مريضها را كه از تمامى دهات واقع در دامنهء البرز مىآمدند ، مجانا تفقّد احوال آنها را مىكرديم . گاهى نيز مباشر پرستار ايشان شده ، از دواهاى اروپ كه به همراه داشتيم و از نباتات و گياههاى طبيعى كه تحصيل مىكرديم ، به آنها مىداديم . هر چه مىتوانستيم از احسان و نيكويى در حق آنها مضايقه نداشتيم . با وجود اينها ، غالبا از ما ناراضى بودند و كم بودند كه شاكر و خوشنود باشند . خاصّه هنگامى كه غير از دستورالعمل و نسخه دوايى كه در تهران بايد تحصيل كنند ، به آنها چيز ديگر نمىداديم . بعضى از اوقات حالت مرض بعضى از اعمال را مقتضى مىشد كه ما را اجراى آن اعمال نبود . چون دوايى به مريضى تجويز مىكرديم كه به خوردن آن ميل نداشت ، يا از شفاى علتى مانند سقيم « 2 » الاعضاء و نابينايى و غيره اظهار عجز مىكرديم ، مىديديم كه بسيار غضبناك شده ، و سقط گويان از منزل بيرون مىرفتند ، [ بدون آنكه ] از ما به آنان اذيتى و خلاف رفتارى و ضررى رسيده باشد . گويا گمان مىكردند كه چون ما آمده و در ميان آنها منزل كرده‌ايم ، الزام سپرده‌ايم كه نه تنها مجانا و با احسان به علاج بيماران بپردازيم ، بلكه تمامى دوا و غذاى آنها را نيز بدهيم ، بدون اينكه اظهار شكرى كنند . آنها را مىديديم كه به خانهء ما بىاذن و اجازه داخل مىشدند پيش از آنكه درى بكوبند ، و مىنشستند قبل از آنكه به آنها رخصت جلوس داده شود . كسى نخواسته نبض خود را به ما عرضه مىكردند . چون از حالت مرض آنها سؤال [ مىشد ] با بىاعتنايى و اختصار جواب [ مىدادند ] و اكثر آنها چون دواى لازمه را از ما مىگرفتند ، فورا بيرون مىرفتند ، بدون خداحافظى و بدون اظهار خوشوقتى . اين تنها در تجريش نبود كه ملاحظه كرديم كه برخى از مردم پست فطرت و دنى و ستمكار بودند خاصّه در حق اطبايى كه خارج از مذاهب آنان باشند ، چنين مىكنند ، بلكه هر جايى كه بيماران را ديديم ، همين‌طور و به اين رفتار بودند . بخصوص در ممالك عثمانى چون تركى مريض شود ، قدر و قيمتى بر معالجات طبيب نگذارند و خود را بسيار كم ممنون و مديون طبيب شمارند . چون به زمان اصل موعود [ اعتقاد دارند ] و به تأخير و تقدّم معتقد نباشند ، علاج و عدم علاج را يكسان دانند . پس همواره [ بر خلاف تعاليم ] ، در پرستارى خود اهمال و بىمبالاتى را روا دارند . لهذا هيچ ممنون و متشكر از كسى نباشند كه از ورطه و خطرى آنها را نجات بخشد .

--> ( 2 ) . سقيم - مريض ، ناخوش